تبليغاتX
عاشق خدا شدن , عشق و خدا :.
عاشق خدا شدن , عشق و خدا :.

للهم عجل لولیك الفرج و العافیه والنصر و اجعلنامن خیرانصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه

سلام و صلوات خدا بر محمد و آل محمد و بر شما گرامیان!
نظرات پست قبل (نگین خانم و رنگین کمان) خیلی زیبا بود، مخصوصا ماجرای عاشقانه ای که نگین خانم مطرح کردن . مخاطب این پست ایشون  هست، البته خیلی به درد سایرین می خوره و همین اول از طولانی بودنش عذر می خوام....در  ادامه مطلب


در واقع در ادامه ي مطلب ميخوايم بگيم:

-با سوالات و اضطراب هاي ديني مان چه كنيم؟
-آيا وسواسند يا نه؟!
و چند مورد رو بررسي كنيم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضاا در یکشنبه 1388/05/25 18:13 | لینک ثابت |


++ ويرايش شده: انتهاي متن .... شرايط لازم براي ازدواج + نكات  جلسه خواستگاري


-:- قسمت نخست این مطلب نظر شخصی نویسنده میباشد و نمیتوان نظر دین شمردش -:-

دوستی از دو جنس مخالف -:  تعريف «دوستي دختر و پسر» -: انگيزه هاي برقراري ارتباط با جنس مخالف -: بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران -:تفاوت عشق با هوای نفس -:وضع مطلوب
در ادامه مطلب (لطفا افرادی که لزومی به دانستن این مطالب ندارند مطالعه نکنند +16 )

با عرض پوزش از طولانی شدن مطلب       

ادامه مطلب
نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 1387/05/26 0:14 | لینک ثابت |

آینه منو برداشت... شروع کرد بهم نگاه کردن... دستی به موهاش کشید... یقشو درست کرد... دهنشو کش داد تا دندوناشو ببینه... گرد و خاک های فرضی رو شونه هاشو تکون داد... صداشو صاف کرد...کلشو آورد جلوم ...برام شکلک درآورد... منم براش شکلک درآوردم ...خندید... منم خندیدم... یهو خندش وایستاد.... میخواستم ببینم برا چی دیگه نمیخنده منم دیگه ساکت شدم... اومد بره... گفتم آینه باهام قهری...؟ سرشو انداخت پایین ولی هیچی نگفت... سرشو گرفتم بالا زل زدم تو چشاش... بهش گفتم چقدر چشات قشنگه آبی آبی مثه دریا... اشک تو چشاش جمع شد ولی بازم هیچی نگفت ...بهش گفتم دیگه دوسم نداری ...دوباره سرشو انداخت پایین ...گفت قلب تو سیاهه... گفتم خودت چی قلب تو سیاه نیست ...؟دستشو از دستم جدا کرد ...اما آینه نیفتاد...اما نشکست ...بهم گفت پشت سرتو ببین ...نگاه کردم ...خودم بودم ...ولی کوچیک شده بودم... کوچیک کوچیک ...انگار هنوز مدرسه نمیرفتم... سفید سفید ...مثه نور...نزدیکش شدم ...نزدیک و نزدیک تر... اینقدرکه دیگه منم شدم مثه اون... کوچیک کوچیک... سفید سفید... آینه افتاد... این بار شکست... نیم خیز نشستم...تو آینه پر از ترک خودمو دیدم که خرد شده بودم... آینه گفت دوست دارم
نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1387/04/27 23:55 | لینک ثابت |

سلام. اولا باید از "علی" بخاطره آپ های توپش تشکر کنیم. دوستان عزیز گیج نشین! ما چند تا نویسنده هستیم که به زودی با یه برنامه حدودی آپ میکنیم . اگه وبلاگ رو دوست دارین تو نظرات بگید هر چند روز آپدیت بشه؟ + موضوعش بیشتر چی باشه ...
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بهش گفتم : معشوقت قشنگه؟
گفت آره
گفتم تا کی ؟ گفت تا وقتی که آرایشش رو پاک نکنه !
گفتم فاصلطون چقده؟ گفت چیزی نیست، یه 1-2 ساعتی طول میکشه.
- برات نامه هم میفرسته؟
آره ، یعنی همین جمله های عشقولانه وب رو میفرسته (!)
- آیا اونقدر دوست داره که بگه هر روز بیای پیشم؟
گفت : راستش نه، وقتی دلش میگیره به یاد ما می افته.

گفتم: خیلی باحالی خدا جووووووووووون / دوست دارم ! همین.
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1387/04/21 23:6 | لینک ثابت |

در کلام ممکن است هر کس ادعای عشق داشته باشد اما در عمل است که عاشق شناخته می شود.عشق آن است که عاشق جز معشوق نبیند.خود را نبیند او را ببیند.همه چیز را برای او بخواهد.او را برای او بخواهد نه برای خود.مادر عاشق است.اگر خانه اش آتش بگیرد و فرزندش در آن باشد خود را نمی بیند.فقط فرزندش را می بیند.حاضر است از جان خود بگذرد تا فرزندش زنده بماند.شهدا عاشق بودند.به خاطر خدا از جان خود گذشتند.با خدا عشق بازی کردند.ما هم اگر می خواهیم بدانیم عاشق خدا هستیم یا نه می توانیم از خود یک تست بگیریم.آیا حاضریم به خاطر او از جان مال و ... بگذریم؟جان و مال پیشکش.

                    آیا هنگامی که زمینه گناه فراهم است حاضریم بگیم خدایا به خاطر تو ... ؟

نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1387/04/21 13:12 | لینک ثابت |

قبل از همه چبز امشب شبه آرزوهاست .... تا میتونین آرزو کنین ... اونقدر بکنین که خسته بشین ... بدونین که یه آرزو هستش که همه آرزوهارو پوشش میده ، مردین (خوب یا شاید هم زن!) اون رو بکنین.
اما باور کنید همتون تو آرزوی من هستین ( خدایا همه عاشق هارو خوشبخت(؟)  کن!)


سلام. اون بنده خدای پست قبلی که رفت ...
گفتم خودم یه چند خطی درباره عشق بنویسم ...

_____________________________________________________________________________
_____________________________________________________________________________
_____________________________________________________________________________
_______________________ .

  راستی هر کی تونست بخونه تو نظرات بگه، آخه شاید ما نابینا هاهم بخوایم بدونیم .
نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1387/04/20 20:25 | لینک ثابت |

لينك باكس سايت تاپ Site Top Linksbox


با قرار دادن اين لينك باكس در سايت يا وبلاگتان و ارسال لينك آمار خود را تا 1000% افزايش دهيد.